X
تبلیغات
سایت آموزشی دانش آموزان پایه سوم دبستان

سایت آموزشی دانش آموزان پایه سوم دبستان

برای بچه های خوبم در دبستان مولا

سرزمین مجازی کودکان و نوجوانان تبیان

محیطی امن و پر تحرک برای تمامی فرزندان ایران اسلامی است تا با استفاده از فناوری اینترنت و اینترانت بتوانند رشد و استعدادهای خود را شکوفا کنند.

در این سرزمین کلیه اطلاعات علمی ، پژوهشی ، تاریخی ، ورزشی ، درسی ، اجتماعی ، فرهنگی و هنری ویژه رده های سنی مختلف به تفکیک در اختیار کاربران عزیز قرار می گیرد.

فرزندان عزیز در سه رده زیر به طور کاملا مجزا می توانند از محیطهای کاربری ویژه رده سنی خود استفاده نمایند. 

 

همکاران و اولیا گرامی ،سرزمینی رو که بهتون معرفی میکنم یه دنیای مجازی و سالمه برای فرزندان گلتون.

این برنامه میتونه هم برای خونه هم برای تدریس توکلاس به شما کمک کنه.

وارد قسمت عضویت بشین و به اسم فرزندتون درحالی که کنارتون نشسته ، ثبت نام کنین و قسمت های مربوط به خودتون رو هم تکمیل کنین و رمز بگیرین و ...

حتما خوشتون میاد.هم شما هم فرزندتون.شایدم دانش آموزاتون.

 

شما هم اگر می خواهید از زیر مجموعه های سرزمین مجازی استفاده کنید می توانید پس از عضویت و تایید کاربری ، رمز عبور دریافت نموده و وارد سرزمین مجازی شوید.

جهت عضویت در شبکه از استفاده کنید.


[ چهارشنبه 27 اردیبهشت1391 ] [ 22:14 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]

 

چه کلماتی هستند که حرف  ه  صدای اِ دارند

چه کلماتی هستند که حرف و صدای واو دارند

چه کلماتی حرف ش دارند

ضرب المثل داستان چه بود ؟

یک صبر کن و هزار افسوس مخور

صبر کن و افسوس مخور

یکی بود، یکی نبود پادشاهی بود که همه چیز داشت، اما بچه نداشت. سال های سال بود که ازدواج کرده بود، اما خدا به او و همسرش فرزندی نداده بود. پادشاه و زنش از این که بچه نداشتند، خیلی غمگین و ناراحت بودند.

این پادشاه، عادل و با انصاف بود. مردم کشورش، دوستش داشتند.

 به همین دلیل همه دست به دعا برداشتند و از خدا خواستند که به او یک بچه بدهد. خدای مهربان دعای مردم را مستجاب کرد و یک روز خبر در همه جا پیچید و دهان به دهان گشت که خدا به پادشاه یک پسر داده است.

همه از شنیدن این خبر خوشحال شدند و خدا را شکر کردند. بیشتر از همه ی مردم، پادشاه و زنش خوشحال بودند.

در سال هایی که پادشاه بچه نداشت، سرش را به یک راسوی خوشگل گرم می کرد. راسویی که پادشاه داشت، یک حیوان تربیت شده بود هزار جور پشتک و وارو می زد و کمی از غم بی فرزندی پادشاه و زنش کم می کرد.

همه فکر می کردند که بعد از به دنیا آمدن پسر پادشاه، او دست از سر راسو بر می دارد و راسو را می فرستد توی جنگل تا بقیه ی عمرش را میان حیوانات جنگلی بگذراند اما این طور نشد.

پادشاه باز هم راسو را که یادگار دوران تنهایی اش بود دوست داشت و گاه گاهی خودش را با دیدن بازی های راسو سرگرم می کرد.

فرزند پادشاه، دایه و خدمتکار داشت. همه مواظب بودن که او به خوبی رشد کند و بزرگ شود. اما از آنجا که حساب و کتاب آدم ها همیشه درست از آب در نمی آید، یک روز ظهر که دایه های فرزند پادشاه از خستگی خوابشان برده بود، مار بزرگ و خطرناکی از میان باغ قصر پادشاه خزید و خزید تا به پنجره ی اتاق پسر پادشاه رسید. مار، آرام آرام وارد اتاق شد و یک راست رفت به طرف گهواره ی پسر یکی یک دانه ی پادشاه. راسو که همان دور و برها در حال بازی بود، خزیدن مار را دید و پیش از آن که مار به بچه آسیبی بزند، به روی مار پرید. جنگ همیشگی مار و راسو شروع شد. راسو کمر مار را گرفت و آن قدر به این طرف و آن طرف کوبید تا توانست مار را از پا در آورد.

از صدای جنگ  و جدال مار با راسو، خدمتکار مخصوص پسر پادشاه از خواب پرید. چه دید؟ مار مرده را که روی گهواره ی کودک افتاده بود، ندید، اما تا چشمش به راسو افتاد که با دهان خونین از توی گهواره ی بچه بیرون می آید، جیغی کشید و فریاد زد و گفت: «ای وای! راسوی حسود بچه ی پادشاه را خورد!»

با داد و فریاد زن خدمتکار، همه به اتاق بچه دویدند و آن ها هم راسو را در حالی که دهانش خون آلود بود، دیدند. پادشاه هم با خشم و غضب از راه رسید، داد و فریادها و گریه و زاری ها را که دید و شنید، شمشیر کشید و راسوی بیچاره را به دو نیم کرد. بعد هم در حالی که مثل همسرش به سرش می زد و گریه می کرد، به سر گهواره ی فرزندش رفت. همه ی اطرافیان پادشاه هم گریه کنان به طرف گهواره رفتند. چه دیدند؟ چیزی که باور نمی کردند. بچه زنده بود و می خندید. ماری تکه پاره شده هم روی او افتاد بود.

صبر کن و افسوس مخور

همه انگشت به دهان و حیرت زده ماندند و فهمیدند که راسو نه تنها حسودی نکرده، بلکه جانش را به خطر انداخته است تا بچه ی بی گناه را از نیش مار نجات بدهد.

پادشاه از این که بدون جست و جو و پرسش، جان دوست دوران تنهایی اش را گرفته بود، غمگین و پشیمان شد. ولی چه فایده که پشیمانی سودی نداشت و راسوی باوفا را زنده نمی کرد.

از آن روز به بعد، پادشاه برای از دست دادن راسو افسوس می خورد و به اطرافیانش می گفت: «یک صبر کن و هزار افسوس مخور.»

این حرف او ضرب المثل شد و دهان به دهان و سینه به سینه گشت و گشت تا به قصه ی امشب ما رسید.

مصطفی رحماندوست_مثل ها و قصه هایشان

تنظیم:نعیمه درویشی_تصویر:مهدیه زمردکار

[ چهارشنبه 7 فروردین1392 ] [ 0:27 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]

 

دلایل درس نخواندن دانش آموزان و دانشجویان از وب شبهای دز

 

محققان پس از تحقيقات فراوان دلايل درس نخواندن محصلان ايراني را كشف كردند. این دلایل به شرح زیر می باشند:

1)در سال 52 جمعه داریم و میدانید که جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است که به دلیل گرمای هوا مطالعه ی برای یک فرد نرمال مشکل است 263 روز باقی میماند

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است که جمعا 122 روز میشود بنابراین 141 روز باقی میماند

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1ساعت تفریح را می طلبد که جمعا 15 روز میشود پس 126 روز باقی میماند

5) طبیعتا 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است که در کل 30 روز میشود پس 96 روز باقی میماند

6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افکار به صورت تلفنی لازم است.
چرا که انسان موجودی اجتماعیست این خود 15 روز است.پس 81 روز باقی میماند

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند پس 46 روز باقی میماند

8) تعطیلات


نوروز و اعیاد مختلف دست کم 30 روز در سال هستند پس 16 روز باقی میماند

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید پس 6روز باقی میماند

10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود پس 3 روز باقی میماند

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرد پس 1 روز باقی میماند

12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟

نتیجه اخلاقی: یک دانش آموز نرمال نمی تواند درس بخواند...

[ چهارشنبه 7 فروردین1392 ] [ 0:24 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]




دریافت

دو فرشته آسماني


[ سه شنبه 6 فروردین1392 ] [ 1:38 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]

 

با سلام و احترام

سال نو را به همه ی سومی های گل و خانواده های محترمشان تبریک می گویم آرزوی سالی سرشار از شادی و نشاط براتون دارم .

این هم پیک نوروزی پس بفرمایید مشق

امان از دست .......................

بازم مشق

اینم دل خواهه دوست داشتین انجام بدین و امتیاز و جایزه بگیرین ولی تمرینات رو زانه ی ضرب و تقسیم یادتون نره

 

[ سه شنبه 6 فروردین1392 ] [ 1:32 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]

 


کارگاه آزمون

شناخت کسرها

انرژی آب
جذب غذا
مزرعه کدو تنبل
ساعت
 انواع انرژی دسته ها

[ سه شنبه 6 فروردین1392 ] [ 1:4 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]


 

برای دیدن رشد دانه لوبیا از وب سایت خانم فرخنده پارسا روی لینک زیر کلیک کنید

رشد دانه لوبیا

[ شنبه 21 بهمن1391 ] [ 23:56 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]

 

حیوانات ریاضی می دانند

مهندس هم هستند

ساعت و شمارش را می دانند

فصل ها و شب و روز را تشخیص می دهند 

مانند : مرغ ها در ساعت های مشخص تخم خود را حرکت می دهند

یا بعد از 20 تخم منتظر مادرشدن است

و بعد از 21 روز منتظر جوجه اش است


[ شنبه 21 بهمن1391 ] [ 23:53 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]

انواع مشکلات

  1   1-ضعف دقّت                       : (دقت یعنی تمرکز کافی  برکاری جهت جایدهی آن درمغز)

-حذف یا اضافه کردن نقطه مثال: بازار= بارار             رفت= رقت

-حذف یا اضافه کردن دندانه : سیب= سسیب              

-حذف یااضافه کردن سرکش :  کار=گار               قشنگ= قشنک

-حذف یا اضافه کردن تشدید :  بنّا= بنا                    کتاب-کتّاب

-حذف یا اضافه کردن یک صدا :    رفت= رفته                 باران= بارن

روشهای درمانی

۱- دو تصویر را که شبیه به هم هستند ولی در جزئیات کمی با هم متفاوتند را در اختیار کودک قرار دهید و از او بخواهید تفاوتها و تشابهات آنها را بیان کند.

۲-کارتی را تهیه کنیدو کلمه مورد نظر را روی آن نوشته و برخی حروف آن را حذف کنید تا کودک حروف حذفی را بنویسد. مانند:  مادر       ما....    ماد...

۳-تصحیح دیکته توسط دانش آموز روش موثری است.


ادامه مطلب

[ جمعه 20 بهمن1391 ] [ 1:23 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]

مواد مورد نياز

1-    كاغذ كشي يا كاغذ زرورق

2-  قيچي

3 وسايل رنگ آميزي

4چسب مايع يا منگنه

 
     

   طرز ساخت

 

با كاغذ كشي مربع هايي به اندازه 10 تا 15 سانتيمتر ببريد. هر چه تعداد اين مربع ها بيشتر باشد نوار تزئيني شما بلندتر مي شود.

 

گوشه بالائي مربع را به گوشه مقابل مربع تا كنيد تا يك مثلث مثل شكل روبرو درست شود

 

گوشه سمت راست مثلث را به  سمت گوشه سمت چپ تا كنيد تا مثلث كوچكترب مثل شكل درست شود.

 

  

 

به كمك قيچي برشهائي روي مثلث مانند شكل ايجاد كنيد. در اينجا بايد به چند نكته توجه كنيد

اول، گوشه اي از مثلث را بايد بعنوان راس انتخاب كنيد كه در حقيقت مركز كاغذ است يعني گوشه اي كه از همه طرف بسته است. در غير اين صورت اصلا نوار تزئيني شما درست نميشود

دوم، برشهائي كه روي كاغذ ايجاد مي كنيد يك در ميان است ، يعني يكي از راست به چپ و ديگري از چپ به راست است

سوم ، هنگام برش زدن دقت كنيد كه برشها را تا نزديكي به انتهاي انجام دهيد ولي تا آخر آنرا نبريد وگرنه پاره مي شود.

 

حالا با دقت كاغذ  برش خورده و تا شده را باز كنيد تا پاره نشود . شكلي كه بعد از باز شدن كاغذ مي بينيد شكلي است مربع با چنين برشهائي كه در شكل نشان داده شده است

 

براي درست كردن نوار تزئيني بايد مربع هاي ديگري را بهمين روش آماده كنيد

سپس دو مربع را روي هم قرار دهيد و چهار گوشه ي آنها را با چسپ يا منگنه با هم بچسبانيد و بعد كه چسب خشك شد ، از دو طرف آنرا بكشيد . با درست كردن تعداد زيادي از اينها مي توانيد يك رشته بلند تزئيني درست كنيد

پيشنهاد: براي اينكه نوار شما بهتر كش بيايد در مرحله برش زدن كاغذ به اين نكته توجه كنيد، هر چه برشها نزديكتر به هم باشد و برشتان را تا لبه كار بلندتر انجام دهيد، كاغذتان بيشتر كش خواهد آمد  

 

[ جمعه 20 بهمن1391 ] [ 0:54 ] [ خانم کاظمی ]

[ ]